the first run

نفر سوم داستان ما کودک سرکشی بود که افسارش در دست من و تو تاب میخورد ....خیال میکرد ما صبورتر از او بودیم غافل إز اینکه ما افسارمان گسیخته تر بود...

بعد إز سقوط ما کودک هم گم شد...

قسمتی در من.... قسمتی در تو

/ 2 نظر / 19 بازدید
luCifer

مثل من[خنثی] البته من گم شدم!

maryam

I just love what you write...love to read them over and over and make images from your words in my head...you are so very talented